- سرزمین مهر - دل نوشته‌ای به قلم یکی از اعضای لژیون سردار


به نام قدرت مطلق

صدای پای برکت

دل نوشته‌ای به قلم کمک راهنما؛ هم‌سفر مانا یکی از اعضای لژیون سردار

لژیون سردار نمادیست از زنجیره های عشق که شعاع اضافه می کند...

به‌عنوان عضو کوچکی از کنگره از اعضایی که هنوز هیچ‌گونه خدمت مالی به کنگره نداشته‌اند این عمل را هرچند اندک انجام دهند، آن موقع است که آرام‌آرام صدای پای برکت و افزونی نعمت را در زندگی‌شان می‌شنوند چون وعده خداوند دروغ نیست و خداوند سریع الحساب است...

 

پس از سال‌ها تخریب و حال خراب من و مسافرم بالاخره کنگره را پیدا کردیم و قدم به این مکان مقدس گذاشتیم. البته من به دلیل بعضی از مشکلات در اواخر سفر مسافرم وارد کنگره شدم ولی چون او در این مدت خیلی تغییر کرده بود و دائم آموزش‌های کنگره را به من هم انتقال می‌داد من هم به‌نوعی هم‌سفر شده بودم و وقتی‌که به کنگره آمدم خیلی غریب و بهت‌زده نبودم و کمی از حال خرابی‌هایم کاسته شده بود.

چون کنگره را در این مدت شناخته بودم و تأثیرش را در زندگی‌مان دیده بودم دلم می‌خواست هر طوری شده خدمت‌هایی انجام بدهم و به نظرم اولین خدمت‌ها برای من تازه‌وارد حضور به‌موقع در جلسات و حمایت از سبد است. بااینکه تازه‌وارد بودم، برایم سخت بود که ببینم سبد از جلوی کسی رد می‌شود و بی‌تفاوت از آن می‌گذرد و به خودم می‌گفتم حالا من پول مشاوره و جلسات را نمی‌دهم حداقل نباید پول قند و چای و... من را بقیه بدهند.

روزبه‌روز که می‌گذشت حال من و مسافرم بهتر و زندگی‌مان باصفاتر می‌شد و دلم می‌خواست خدمت کنم. پول زیادی برای خدمت مالی نداشتم ولی دائم سی دی گوش می‌کردم، سر لژیون حاضر بودم و تلاش می‌کردم که کمک راهنما شوم و این‌جوری خدمت کنم. تا اینکه یک‌بار جشن گل‌ریزان آقای حکیمی استاد جلسه بودند حدود شش سال پیش آن موقع ما هم مثل خیلی از سفر اولی‌ها با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کردیم، ایشان فرمودند: از نداشته هایتان بدهید. این جمله خیلی برایم جالب بود، برای همین پول اندکی را که  در قلکی برای خرید یک وسیله موردنیازم پس‌انداز کرده بودم را هدیه کردم و خداوند را شاهد می‌گیرم از آن روز تا امروز این قلک حتی یک‌لحظه هم خالی نبوده و همیشه نیازهای جزئی‌ام را برطرف کرده است.

این را گفتم که خیروبرکت بخشش در کنگره را به آن‌هایی که تابه‌حال توفیق بخشش را پیدا نکردند  یادآوری کنم. از آن روز شروع کردم به کمک‌های مالی در کنگره البته اصلاً چشمگیر نبود ولی همین‌که یاد گرفته بودم از خودم بکنم و ببخشم برایم لذت‌بخش بود. تا اینکه امسال بعد از پنج سال که از رهایی‌مان می‌گذشت و هردو ما آرزوی شرکت در لژیون سردار را داشتیم در کمال ناباوری مبلغ ورودی به لژیون، اول برای مسافرم و درست همان روز گل‌ریزان وقتی‌که آخرین عضو لژیون سردار خودش را معرفی کرد مسافرم تماس گرفت گفت برو و خودت را عضو لژیون سردار معرفی کن و این بهترین هدیه مسافرم بعد از رهایی‌اش به من بود.

آن لحظه بهترین لحظه برایم بود چون احساس کردم توانستم گوشه کوچکی از این‌همه برکت، شادی، خوشبختی و موفقیتی که کنگره به من داده بود را جبران کنم و آرزو می‌کنم که در لژیون سردار بتوانم حضور مستمر داشته باشم. با توجه به چیزهایی که کنگره به ما داده اعتبار، شخصیت، حال خوش و ... حضور در لژیون نقطه صفر خدمت به کنگره است. ما به اسم خدمت در کنگره کار می‌کنیم ولی اصل قضیه خدمت به خودمان است چون کنگره نیازی به خدمت  من ندارد آنکه همیشه نیازمند کنگره است من هستم.

به‌عنوان عضو کوچکی از کنگره از اعضایی که هنوز هیچ‌گونه خدمت مالی به کنگره نداشته‌اند این عمل را هرچند اندک انجام دهند، آن موقع است که آرام‌آرام صدای پای برکت و افزونی نعمت را در زندگی‌شان می‌شنوند چون وعده خداوند دروغ نیست و خداوند سریع الحساب است.

با احترام؛ کمک راهنما هم‌سفر مانا



تاریخ : پنجشنبه 24 مرداد 1398 | 12:30 ب.ظ | نویسنده : مانا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو