- سرزمین مهر - خلاصه سی دی خلق و خو
"به نام آرامبخش جانها"
دوشنبه  96/6/27 لژیون شماره 16 ، كمك راهنما همسفر مانا

"سی دی خلق و خو"


بحث ما همه در مورد انسان و روان و مواد مخدر بود. چون اعتقادمان بر این است که اگر انسان را خوب نشناسیم و مواد مخدر را خوب نشناسیم، هرگز نمی توانیم به درمان برسیم. روان یعنی خلق و خوی، اخلاق و کردار و یکی پرخاشگر است و یکی آرام، یکی دمدمی مزاج است. یا مجنون است یعنی عقلش زائل شده است. بد اخلاق، مهربان، خشمگین، حسود و  اینها می‌شود خلق و خو! کسی که روانی است یعنی خلق و خویش به هم ریخته است گفتیم خلق و خوی انسان را دو چیز به وجود می‌آورد: یکی جسم و فیزیولوژی است و دیگری تفکّر و اندیشه فرد که می‌شود.

یکی دندانش درد می‌کند رفتارش عوض می‌شود. یکی نابیناست رفتارش ممکن است تغییر کند. بیمار رفتارش عوض می‌شود. پس هر مشکلی روی جسم به وجود آید رفتار را تغییر می‌دهد. حالا تخریب‌های جسم هم روی دو بخش است: یکی صورپنهان و یکی صورآشکار. صور آشکار جسم چیزی که ما مشاهده می‌کنیم است. صور پنهان هم آن چیزی که قابل مشاهده نیست مثل ژن. مخدرهای طبیعی بدن روی خلق و خوی ما خیلی اثر دارد. خداوند در قرآن هم به صورت تمثیل می‌گوید: وقتی در بهشت باشید ما به شما خمر می‌دهیم.

اگرجسم دچار مشکلاتی شود ما نمی‌توانیم با روان درمانی و گفتار درمانی و دعادرمانی و  آن را درست کنیم. یک نفر که گرسنه است شما تمام پزشکان را هم بیاوری عرفان و دعا و  را بیاوری با حرف چگونه می‌خواهند سیرش کنند! ولی با یک تکه نان خشک کپک زده او همه حرف‌های پزشکان و روانشناسان و را رد می‌کند. نمی‌گوییم شخصیت آنها خیلی کم است؛ اینجا چیزی که نیاز داریم نان است. بعضی اوقات جسم احتیاج به یک دارو دارد و ما باید آن چیزی که مورد نیازش است را بدهیم تا درست شود. باحرف درست نمی‌شود. به همین دلیل بیست سال است ترک کرده و مواد نمی‌زند ولی هنوز حالش خراب است.

 وقتی شما حوصله ندارید یعنی سلول‌های شما هم حوصله ندارند. همان چیزی که شما انجام نمی‌دهید دقیقاً به سلول‌ها هم سرایت می‌کند. سلول‌ها هم هر کدام یک سری وظایف دارند که باید انجام دهند و آنها هم هیچ کار نمی‌کنند و بعد خانه به هم ریخته می‌شود و خانه شهر وجودی ماست. پس وقتی ما حوصله نداریم روی سلول‌ها اثر می‌گذارد و سلول‌ها هم روی جسم اثر می‌گذارند و در نتیجه مشکل به وجود می‌آید. پس افکار شاد و خوب می‌توانند اثر مطلوبی روی جسم ما بگذارند.

در سطح کره زمین ما ادیان متفاوتی داریم. در بعضی جاها بین آنها جنگ است؛ مثل کشتن مسلمانان میانمار. تفکرات مختلف که هر کدام یک چیز می‌گویند گاهی ضد هم هستند و گاهی هم نیستند. ما نمی‌توانیم بگوییم تمام مردم جهان باید انگلیسی یا فارسی یا  صحبت کنند. تفاوت‌ها وجود دارند. وقتی هم نگاه می‌کنی همه می‌گویند مال ما درست است. به قول قدیمی‌ها؛ هیچ بقّالی نمی‌گوید ماست من ترش است. پس نگرش‌ها با هم متفاوت است و اینها جهان‌بینی را می‌سازد. یهودی‌ها شنبه را تعطیل می‌کنند مسیحی‌ها یکشنبه را و مسلمانان جمعه را تعطیل می‌کنند از نظر فکر و اندیشه! حالا کدام درست است هر سه هم درست می‌گویند. برای خودشان مشکل درست کرده‌اند مثلاً از آلمان می‌خواهند با ایران کار کنند؛ روز جمعه ما تعطیل هستیم و آنها کار می‌کنند و شنبه ما کار می‌کنیم و آنها تعطیل هستند و هر کدام هم پافشاری می‌کند که مال ما درست است. اینها دیدن جهان است. از دیدگاه یکی الکل چیز بسیار خوبی است و از دیدگاه دیگری بسیار بد است یا مواد مخدر یا آن یکی معتقد است که عیسی پسر خداست و گروه دیگر معتقد است که عیسی بنده خداست. پس می‌بینید که این جهان‌بینی بسیار متفاوت است. گروه کثیری معتقدند که خدا وجود ندارد و گروه کثیری می‌گویند وجود دارد یا جهان پس از مرگ و  عده‌ای می‌گویند پیامبران اشخاص برگزیده‌ای بودند که از طرف خداوند آمدند و عده‌ای می‌گویند آنها افراد زرنگ و دانشمندی بودند. و هر کدام هم دلایلی برای خودشان ارائه می‌کنند. در مجموع افکار و عقاید متعددی تحت عنوان جهان‌بینی برقرار است و در تمام مسلک‌ها با هم متفاوت هستند. گروه کثیری می‌گویند زن باید حجاب داشته باشد و گروه کثیری می‌گویند نباید داشته باشد. پس جمع اضداد وجود دارند ولی همه در کنار هم زندگی می‌کنند اگر به همدیگر آزار نرسانند می‌تواند خیلی خوب باشد. حالا در این قضیه پیدا کردن راه اصلی کدام است! عده‌ای می‌گویند شریعت و عده ای می‌گویند طریقت! آیا ما فرصت داریم همه را بررسی کنیم؟

یک جا می‌بینی در یک روستا هر خانه یک زیارتگاه هم دارد و چندتا مجسمه سمبل خوبی و نیکی اینها هم اعتقاد دارند. ما چگونه می‌توانیم درست و غلط را پیدا کنیم چیزی که در این قضیه به ما می‌تواند کمک کند این است که ما حداقل در صراط مستقیم قرار بگیریم. یکسری کارهای اصلی و اساسی هست که باید همه انجام بدهند و در همه جا قابل قبول است. دروغ گفتن از نظر تمام ادیان الهی کار غلطی است. در تمام ادیان الهی دروغ گفتن ممنوع است. پیمان شکستن درست نیست تجاوز دزدی رشوه شهادت دروغ و  کار درستی نیست.

حالا کمی ممکن است متفاوت باشد. ما می‌گوییم دین اسلام کاملترین است. آیا این قضیه مجوز می‌دهد که ما دروغ بگوییم  رشوه بگیریم پس چیزی که به ما کمک می‌کند؛ آن تزکیه و پالایش است. همه ادیان الهی در این مورد صحبت کرده و هم مورد قبول تمام مَسلَک‌هاست. هیچ فرقه‌ای نمی‌گوید دروغ خوب است. پس سوء مصرف موادمخدر از نظر تمام جهان کار درستی نیست.

ما جسم را سالم می‌کنیم و با یک جهان‌بینی درست به یک روان سالم دست می‌یابیم. پس جهان‌بینی را برای رسیدن روان به تعادل می‌خواهیم. تا جسم سالم باشد و از زندگی لذت ببریم. جهان‌بینی درست و جسم سالم یک روان یا خلق و خوی خوب به ما می‌دهد. بعضی اوقات دوکلمه با مردم نمی‌شود حرف زد فوراً پرخاش می‌کنند. این جهان‌بینی‌اش درست نیست. ما به این نتیجه رسیدیم که امید چیز خوبی است حتی اگر واهی باشد. کسی که تشنه باشد و در صحرا امید پیداکردن آب نداشته باشد خیلی زود می‌میرد اما اگر همان لحظه؛ حتی واهی بگویند ۱۲ ساعت دیگر آب می‌رسد هرطور شده خودش را نگه می‌دارد چون امیدوار می‌شود. آدمی که به خداوند امید دارد وقتی به مشکلات و گرفتاری می‌خورد می‌گوید: شاید حل شود خداوند کمکم می‌کند تکیه‌گاه دارد. به همین خاطر می‌گوید به ریسمان الهی چنگ بزنید. کسانی که به خداوند اعتقادی ندارند دچار مشکل می‌شوند. پس اگر ما در جهان‌بینی به هیچ چیز اعتقاد نداشته باشیم روی روان ما اثر می‌گذارد. اگر به خدا اعتقاد نداشته باشیم؛ وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم خیلی زجر می‌کشیم. من اگر بخواهم دیگران را درست کنم اول باید خودم را درست کنم. ببینید چه طیفی را شامل می‌شود. پس در این همه افکار متفاوت مهم نیست که ما در کجا قرار داریم مهم این است که خود ما چه می‌کنیم. به عنوان یک فرد قوانین صراط مستقیم را اجرا می‌کنیم یا خیر وقتی می‌خواهیم آموزش بدهیم مثل بلبل صحبت می‌کنیم آیا خودمان هم اجرا می‌کنیم خیلی وقت‌ها به دیگران راه‌کار می‌دهیم .آیا یک مسئله کوچک را می‌توانیم خودمان حل کنیمیا برای دفاع از برخی عقاید گریبان پاره می‌کنیم. آیا خودمان انجام می‌دهیم. حرف زدن ساده است. به قول قدیمی‌ها؛ یک سوزن به خودت بزن و یک جَوالدوز به مردم . پس این نکته مهمی است که ببینیم خودمان چه کاره هستیم تحملمان چقدر است. بعضی اوقات خودمان مثل انبار باروت با کوچکترین جرقه منفجر می‌شویم ولی می‌خواهیم آموزش بدهیم که پادگان‌ها منفجر نشوند یا افراد چگونه در انبار مهمات زندگی کنند! چون به خلوت می‌رود آن کار دیگر می‌کند. پس تمام کارهای نیمه کاره که دارید را باید با آغاز مرحله دیگری به اتمام برسانید. نتیجه کلی اینکه؛ خلق و خوی ما درست نمی‌شود مگر اینکه جسم ما صورپنهان و آشکارش  درست شود و افکار و جهان‌بینی ما درست شود.



تاریخ : چهارشنبه 5 مهر 1396 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : زهرا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic