- سرزمین مهر - گزارش لژیون جزوه جهانبینی

 به نام آرام بخش جانها

دوشنبه 96/11/9 لژیون سرزمین مهر به استادی سرکار خانم مانای عزیز و دوستان با دستور جلسه «جزوه جهان بینی»


جلسه با حضور گرم خانم مانا و بعد از سلام و حال و احوال با پرسش و پاسخ شروع شد و خانم مانا سوالات دوستان را پاسخ داده سپس جزوه جهانبینی مورد بحث قرار گرفت به شرح زیر:

گاهاً ما برای انجام کاری تصمیم میگیریم ولی یک حس مبهمی ما را به رها کردن آن کار فرمان میدهد که این همان فرمان عقل است پس  جاهایی که فکر میکنیم که این کاربرای ما سخت و دشوار است این همان فرمان عقل است چون همیشه کارهای که شیطانی همیشه برای ما آسانتر است مثلا غذا خوردن همیشه از غذا نخوردن راحتراست گردش و تفریح افراطی همشه راحت است تنبلی از زرنگی راحتر است درس خواندن از نخواندن راحتر است.هرکاری که شیطان به ما میگوید و موارد مضر برای ما راحتر است. غذاهای فست فودی تنقلات مضر و... پس هر کاری که مابرای انجام آن تحت فشار قرار میگیریم باید بدانیم که این کار حکم عقل است.

عقل ما یک فرمانده است که براساس اخبار مخابره شده برای ما حکم میکند که این اخبار توسط حس و دانایی برای عقل مخابره میشود.با این اوصاف هر چه سربازان اطراف عقل بیشتر باشند اخبار صحیح تر و بدون اشکال به مغز رسیده و فرمان بدون عیب و نقص تری صادر میشود.

ولی در صورتی که دانایی کم باشد اطلاعات ناصحیح به مغز مخابره و درنتیجه حکم نادرست صادر میشود.ما قبل از ورود به کنگره از نظر دانایی در سطح بسیار پایین بودیم اخبار خوب به مغزمان مخابره نمیشد و ما  به واسطه فرمانهای نادرست عقل همیشه گرفتار رفتار نامعقول بودیم ولی با حضور مداوم در کنگره و انجام تکالیف کم کم بر دانایی ما افزوده شده و رفتار ناصحیح ما کمتر شد.

البته یک جاهایی عقل برای فرمان دادن دچار شک می شود در این صورت به ما فرمان خودداری میدهد درست مانندزمانهایی که ما نمیدانیم کاری که میخواهیم انجام دهیم درست است یا غلط  اینجا جایی است که عقل در امر و فرمان دچار شک شده است و دلیل آن هم مخابره خبرهای نادرست به واسطه عدم دانایی یا حتی گرفتن خبرهای نادرست است.

دانایی چیست ؟ آیا دانایی یعنی این که فقط بخوانیم و حفظ  کنیم مسلماً نه « دانایی یعنی کاربردی کردن آموزشهاست »

همه ما میدانیم که قبولی در کنکور خوب است پس چرا قبول نمی شویم؟

همه ما میدانیم که درس خواندن خوب است پس چرا درس نمیخوانیم؟

پس دانا کسی است که آنچیزی را که میداند اجرا  و کاربردی کند

سوال: این شک و دودلی عقل در صدور فرمان انجام کار آیا همان حس ترس درماست؟

جواب: ترس از همان عدم دانایی است اگر دانایی  کافی باشد ترس وجود نخواهد داشت.

مثال: بچه ای که دانایی ندارد برای قدم برداشتن و شروع راه رفتن مشکل دارد ولی بعد از مدتی کم کم با کمک دیگران یا تجربه خودش کم کم راه رفتن را یاد گرفته و بر ترس خود غلبه میکند چون دانایی این که قادر به راه رفتن است را بدست می آورد. پس دیگر ترسی ندارد ما هم همینطور هستیم تا وقتی که کاری را به خوبی بلد نیستیم از انجام آن ترس داریم ولی وقتی تجربه کافی از آن کار به دست آوردیم دیگر هراسی از انجام آن کار نداریم. پس همه نقاط ضعف ما از نادانی است وباید تا می توانیم به داناییمان اضافه کنیم.

مثلث دانایی : مثلث دانایی تفکر، تجربه و آموزش  است که باید هر سه ضلع به یک اندازه رشد کنند.و  باعث رشد ما شوند نمیتوان فقط تجربه کرد  یا فقط آموزش گرفت  یا فقط تفکر کرد هر سه ضلع این مثلث باید با هم یک اندازه رشد کند .

پس دانایی یعنی روی یک مسئله تفکر کردن آموزش

گرفتن  بعد تجربه کردن آن است این دانایی کامل است.

تفاوت فکر و تفکر در چیست؟

فکر همان چیزی است که ما همیشه درگیر آن هستیم  (خواسته های معقول ونامعقول) ولی تفکر یعنی زوم کردن بر روی یک مسئله سنجیدن جوانب کار و کاربردی کردن آن حالا این تفکرات هم میتواند منفی باشد یا مثبت باشد.

تفکر مثبت : شروع یک کار برای کمک به افراد بی بضاعت

تفکر منفی: دزدی از یک بانک یا کلاهبرداری

تفکر چه مثبت چه منفی باید از یک نقطه ای شروع و به یک نقطه پایانی برسد. رسیدن از یک مجهول به یک معلوم. تفکر توسط عقل انجام میشود یعنی اینکه ما با حس و دانایی اطلاعات به عقل میفرستیم و عقل آن را پردازش میکند و بر اساس آن حکم میکند . حالا تفکرات منفی اختیار از  دست عقل خارج میشود یعنی نفس اماره زمام را بدست گرفته و فرمانروایی میکند اینجاست که فرمان در جهت ضد ارزشها صورت میگیرد .

تجربه: رویدادی است که ما با همه وجودمان آن را احساس میکنیم .

در تجربه حس نقش اساسی دارد چون حس است که عقل را کار می اندازد.

آموزش: یکی دیگر از اضلاع مثلث دانایی آموزش است برای رسیدن به هدف بایدآموزش بگیریم و بعد به کمک تجربه و تفکر مثلث دانایی را کامل کرده و به کمک این مثلث به نتایج بهینه برسیم.

حال اگر ما کل هستی را در نظر بگیریم و یک مثلث در کل هستی رسم کنیم این میشود دانایی (چیزهایی که میدانیم ولی عمل نمی کینم )(دانایی غیر مؤثر مثلث با سه ضلع نا مساوی) حال ما در این دانایی یک مثلث دیگر رسم میکنیم با سه ضلع مساوی(تفکر-تجربه-آموزش) ( دانایی مؤثر مثلث با سه ضلع مساوی)و این دانایی مؤثر است که نتیجه بهینه را برای ما فراهم میکند پس ما باید برای رفع یک مشکل در مورد آن به دانایی مؤثر برسیم . ولی رسیدن به این دانایی دشوار است. و اجرای آن برای ما سخت است دلیل آن هم نیروهای بازدارنده است  چون ماخلاف جهت آب در حال شنا هستیم چون ما خلاف این نیروهای بازدارنده در حال عمل کردن هستیم پس این نیروها جلوی پیشرفت ما را میگیرند .

 دانایی این است که ماهیت خواسته ها را در هر شکل و لباسی تشخیص بدهیم چون وقت دانایی ما بالا برود ما کمتر

گول میخوریم. پس تمام تلاش و کوشش نیروهای بازدارنده عدم رشد دانایی ماست  مخصوصاً دانایی مؤثر.

نکته دیگر استفاده از لحظات است که ما معمولا از لحظات استفاده نمی کنیم مثلا ً اگر به سفر میرویم آنقدر درگیر حواشی می شویم که شاید اصلا ًطبیعت اطراف را نمی بینیم یا در طول روز تمام کارهای ما یکنواخت شده و لذت زندگی در آنروز را نمی بریم پس ما باید سعی کنیم در دانایی متوقف نشویم باید درپی تغییر باشیم هستند چیزهایی که به دست ما قابل تغییر نیستند ولی لا اقل آن چیزهایی که به دست ما قابل تغییر هستند را تغییر بدهیم.پس اگر میخواهیم به اهداف بالا برسیم باید از هدفها و تغییرات کوچک شروع کنیم . هر  روز یک ضد ارزش را کنار بگذاریم کم کم ارزشها خودشان را نشان میدهند.

برای ایجاد تغییر هم ما موظف به تلاش هستیم حال اگر به نتیجه دلخواه رسیدیم که بهتر ولی اگر به نتیجه نرسیدیم لااقل می دانیم که نهایت تلاش را انجام دادیم صلاح در تغییرشاید نبوده.پس اگر از سختی کاری ترسیدیم دلیل خوبی بر عدم انجام آن نیست باید برای رسیدن به هدفهای بزرگ موانع بزرگ را پشت سر گذاشت.

و برای رسیدن به این اهداف باید در طول مسیر با سختیها مقابله کنیم باید از چیزهای کوچک بگذریم تا به موارد بزرگتر دست پیدا کنیم. باید از خرده شیشه های طول مسیر بگذریم تا به الماسی که در پایان مسیر برای ما گذاشته شده دست پیدا کنیم.

مثال تراش دو سنگ که یکی از این دوسنگ مورد تراش قرا گرفته و در طول تراش به یک مجسمه و نماد  همیشگی تبدیل میشود و لی سنگ دیگر از تراش انصراف داده و همان سنگ بی مقدارکف جاده باقی میماند و همه برای دیدن مجسمه زیبا از روی سنگ کف جاده رد میشوند پس برگ برنده نزد کسانی است که تلاشگر هستندوهیچ چیزی بدون زحمت بدست نمی آید. اگر هم چیزی بدون زحمت قرار است دستمان بیاید بدانیم که ماندگار نیست.



تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1396 | 11:36 ق.ظ | نویسنده : مانا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic