- سرزمین مهر - راهزنان
به نام خداوند جان و خرد
دوشنبه 97/1/27 لژیون سرزمین مهر به استادی سرکار خانم مانای عزیز   و دوستان با دستور جلسه «راهزنان»

در این دستور جلسه به چند مورد اشاره می شود که یکی از موارد مهم این دستور جلسه سیگار است مسئله سیگار برای آقای مهندس بسیار جدی است  و بر حل موضوع سیگار  تاکید موکد دارند  .

آقای مهندس حل یک مسئله را یک مرتبه و ضربتی مورد دستور و انجام قرار نمیدهند بلکه ریز ریز و کم کم  اقدام به عمل می کنند.


مثلا برای حل سیگار ابتدا کشیدن سیگار برای کمک راهنما ، سپس برای اعضای لژیون و بعد برای کسانی که در خواست خدمت داشتند کشیدن سیگار ممنوع شد.

 این ممنوعیت دلایل خاص خودش را دارد: 

1- به خاطر اینکه تاثیرخطرکشیدن سیگار برای کسانی که رها میشوند چند برابر است و احتمال سکته

برای این افراد زیاد است.  در واقع مرگ بی صداست. و هزینه های پزشکی اعتیاد به سیگارهم بسیار بالاست.

2- خود سیگار است چون به جسم فرد ضرر میزند مثل قلب ، ریه و... ولی بقیه مواد بر روی مغز و تفکرات و آگاهی فرد تاثیر منفی میگذارد.

برای رفع معضل سیگار راه کار بهینه چیست؟

 برای حل این مسئله باید خود فرد اقدام کند و  هر شخص از خودش شروع کرده و فرهنگ نکشیدن سیگار را تقویت کنیم زیرا تنها در صورت خواست خود فرد است که اگر باز هم با زمینه کشیدن سیگار برخورد کرد وسوسه نشود.

در بدو ورود مسافر به کنگره و حضور در لژیون زیاد برای ترک سیگار سخت گیری نمیشود ولی کم کم با گذشت زمان توصیه برای ترک سیگار شروع میشود تا همزمان هر دو مورد ترک شود و گاهاً هم در انتها و بعد از ترک مواد ترک سیگار شروع میشود.

بعد از ترک سیگار مسئله دیگری که مورد بحث قرا گرفت مسئله نوشتار بود هر نوشتار، مطلب ، علم و آگاهی تا زمانی که به مرحله عمل نرسد هیچ ارزشی ندارد. آقای مهندس می گویند تا زمانی که  باورهای ما به مرحله عمل نرسد هیچ ارزشی ندارد. مثلاً اگر همسفری  اشتیاق حضور در کنگره را داشته باشد ولی در عمل نسبت به قوانین کنگره (گوش کردن و نوشتن سی دی خدمت گرفتن کمکهای مالی - کمک به سبد پول و...)کوتاهی کنداین اشتیاق هیچ ارزش و بازدهی نخواهد داشت.  در کنگره باید باور و عمل یکی باشد.

سوال: چگونه باورهای خودمان را کاربردی و عملی کنیم؟

جواب: با تبدیل دانایی به دانایی مؤثر مثلا همه ما میدانیم که اعتیاد به مواد مخدر-دروغ غیبت-تهمت و..  از ضد ارزشها هستند شناخت ضد ارزشها کافی نیست  و با شناخت تنها  هیچ اتفاقی نمی افتد و هیچ تغییری حاصل نمی شود این دانستن و این شناخت زمانی ارزش معنوی پیدا میکند که از مرحله آگاهی به عمل برسد و کاریردی شود در غیر این صورت فقط یک شعار است.

زمانی که ما به ناکار آمدی ضد ارزشها پی بردیم و نسبت به بدیها و زشتیها آگاهی پیدا کردیم و به دانایی رسیدیم باید حرکت کنیم باید از مرحله تفکر به مرحله عمل برویم باید احساسمان را تغییر دهیم. باید از حس آلوده را به احساس پاک و پالایش شده تبدیل کنیم .عقل همیشه و در همه حال حرفش درست است و فرمان درست میدهد ولی اگر ما حسمان آلوده باشد و نفس اماره ما قوی باشد ما دیگر قادر به شنیدن صدای عقلمان نیستیم . و تنها این تغییر احساس است که آرامش درونی ما را تامین کرده و از ما فردی عقلانی  میسازد و باعث می شود ما  در هر شرایطی صدا و فرمان عقل را به خوبی شنیده و از دستوراتی که صادر میکند به خوبی فرمانبرداری میکنیم.  

مسئله بعدی رفتار انسانهاست از سخنان حضرت علی(ع) برای دنیا چنان زندگی کن گویی که صد سال دیگرزنده هستی و برای آخرت آنچنان زندگی کن که گویی لحظه مرگت فرا رسیده این سخن بیان کننده دو بعد از رفتار ما نسبت به ادامه حیاتمان در این دنیاست.

 بعد اول: دید ما نسیت به ادامه زندگی این باشد که مرده و زنده بودن خود در آینده را مطرح کرده و  با توجیح باری به هر جهت زندگی کنیم. یعنی به فکرآینده نباشیم.

بعد دوم : دید ما نسبت به زندگی این باشد که برای جبران زمان همیشه هست پس بدون کنترل اعمال و رفتار  به فکر جبران مافات در آینده باشیم. که هر دوصورت دارای اشکال است انسان همیشه باید کارهایش بر اساس حساب کتاب و شسته رفته باشد. و اگرم اشتباهی مرتکب شدیم سریع آنرا جبران کرده و به فکر جبران در آینده نباشیم شاید فرصتی برایمان مهیا نشد.

پس ما باید در جریان زندگی متعادل باشیم و متعادل زندگی کنیم و با اندوخته های ذهنی خود به فکر زندگی و حیات بعدی هم باشیم چون معیارهای زندگی در هر حیاتی فرق می کند و در زندگی بعدی ما معیار فقط اعمال و رفتار ماست پس این اندوخته ها و آموزهای ذهنی که ما در جوانی و نوجوانی یاد گرفتیم در دنیای بعدی به درد ما میخورد پس ما باید مقداری از آموزه هایمان را در دوره میانسالی استفاده کرده و مقداری را هم برای آخرتمان ذخیره کنیم.

مورد مطرح شده بعدی راهزنان هستند راهزنان کسانی بودند که در قدیم در بین راهها از مسافرانی که با اسب و شتر از جاده ها و دشتها عبور می کردند اخاذی و دزدی میکردند. ولی امروزه اخاذی و دزدی به اشکال دیگر و با سبکهای جدیدتر تغییر پیدا کرده . مثلاً تبلیغات ماهواره ای که با تبلیغات غلط محصولات خود را به فروش میرسانند. و ما باید با  تفکر وآگاهی خود زیر بار خرید محصولات  تقلبی نرفته و گول تبلیغات بی اساس را نخوریم. ما نباید سریع هر صحبتی را قبول کنیم باید در مورد شنیده هایمان تفکر کنیم که اصلاً آیا با واقعیت جور در می آید یا نه اگر هر چیزی را که میشنویم بدون تفکر و آگاهی قبول کنیم بعد از مدتی حس و حالمان خراب میشود و آرامشمان به هم میخورد ،وقتی حسمان خراب شد دیگرصدای عقل  را نمیشنویم و به بیراهه میرویم، وقتی صدای عقل را نشنویم تصمیم درست نمی گیریم ،وقتی تصمیم گیری غلط باشد درعمل هم کار خراب میشود و مشکل پشت مشکل برایمان به وجود می آید.

در آخر با دعای پایانی و دعای خیر برای دوستان هم لژیونی مباحث مطرح شده با پایان رسید.  

تاریخ : چهارشنبه 29 فروردین 1397 | 07:21 ب.ظ | نویسنده : زهرا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات